أبو علي سينا ( مترجم : عبد الرحمن شرفكندى " هه ژار " )
400
قانون ( فارسى )
بيمارى جذام هرچند اول پيدايشش در اندرون بدن است اما اولين بار بر دست و پا اثر مىگذارد ؛ زيرا دست و پا نسبت به اندامان ديگر ناتوانند . بارها اتفاق افتاده كه قبل از آنكه اثر بد جذام در اندرون بيمار و در اندامان بسيار ارزندهء بيمار ظهور كند ، بيمار مرده است . كه مرگش در اين حالت هم از جذام و هم از سوء مزاج است . ورم سرطان كه بر يك اندام از اندامان تن آيد علاجپذير نيست و مأيوسكننده است ؛ حال اگر متوجه شدى كه جذام سرطانى است و سراسر بدن را دربرگرفته است چه فكر مىكنى ؟ آيا ممكن است علاجپذير باشد ؛ اما فرقى جزئى در ميان اين دو بيمارى هست و آن اينكه : جذام در تمام بدن منتشر مىشود ، اگر علاجهاى بسيار اثربخش و خوب به كار بردى مىتوانى بيمارى را از حمله كردن بر اندامان ساده بازدارى ؛ كه در سرطان چنين نيست . نشانيها همينكه جذام شروع شد ، رنگ رخسارهء بيمار مايل به سياه مىشود ، چشم بدرنگ ( زرد مايل به سياه مات ) - كه تمايل به سرخى دارد - مىگردد . نفستنگى روى مىآورد ، صداى بيمار دورگه مىشود - زيرا ريه و قصبهء ريه آزار مىبينند - زياد عطسه مىكند ، غنه ( نوعى صداى غير طبيعى در بينى ) پديد مىآيد . گاهى ممكن است بينى مسدود شود و بوى بد از بينى بيايد . موهاى بدن نازك مىشوند كاهش مىيابند ، عرق در سينه و اطراف رخسار پيدا مىشود ، بوى بدن و بويژه بوى عرق بدن و بوى نفس بيمار بد و ناپسند مىشوند ، رفتار و اخلاق سودايى مزاجان روى مىآورد . مثلا بيمار كينهتوز مىشود ، سراسيمه مىگردد ، در خواب رؤياهاى سودامزاجان را مىبيند و در اثناى خواب احساس مىكند كه مثل اين است چيزى بسيار سنگين بر بدنش گذاشتهاند ؛ بعد از آن موى بدن و بويژه موى چهره و اطراف چهره تنك مىشود و شروع به ريزش مىكند . ممكن است جاى رويش مو از جا بركنده شود ، ناخنها نيز ترك برمىدارند ، شكل و قيافهء بيمار زشت و عبوس مىگردد ، رنگ رخسار سيهفام مىشود ، خون در مفاصل يخ مىبندد و متعفن مىگردد و به تدريج نفستنگى زياد مىشود تا به حد دشوار نفسى سخت مىرسد ، نفس به نفس كسان بسيار خسته شباهت پيدا مىكند ، صدا به آخرين درجهء دورگهاى مىرسد ، لبها كلفت مىشوند ، رنگ لبها سياه مىشود ، چيزهاى زائدى بر بدن پديد مىآيند كه به حشره مىمانند و به زبان يونانى ساطورس نام دارد . بعد از اينها كه گفته شد ، اگر جذام ساكن و نامتحرك نباشد ، قرحه بر بدن ظاهر مىشود ، كركرك بينى خوره مىگيرد و بعد از آن بينى بركنده مىشود و ممكن است دست و پاها بركنده شوند ، مايع خون چركالود يا چرك خونآلودهاى از بدن مىتراود و مىريزد كه بسيار بدبو است ، صدا كمكم از دورگهاى مىافتد و آرام و آهسته مىشود ، سپس اصلا مو بر بدن نمىماند و بدن كاملا سياهرنگ مىشود . از آنجا كه بيمارى جذام از بيماريهاى سرد و كند حركت است ؛ زيرا تأثير سردى حركت را كمتر مىكند . و از آنجا كه بيمار نيرويش كاهش يافته و ناتوان شده است ، نبض ناتوان است ؛ نه